صادق آئينه وند

228

ادبيات سياسى تشيع ( فارسي )

متوارى بود و پيوسته خود را پنهان مىداشت تا در روزگار مهدى وفات يافت . ( ر . ك : مقاتل الطالبييّن ، عمدة الطّالب . تتمة المنتهى ) . 11 - يحيى بن عبد اللّه كنيه‌اش ابو الحسن ، و مادرش قربيه دختر عبد اللّه است . وى از نظر مذهب ، مردى خوش عقيده و در خاندانش مقدّم بر ديگران بود . او يكى از راويان حديث است ، خصوصا از جعفر بن محمّد ( ع ) بسيار روايت كرده و همين‌گونه از پدر و برادرش محمّد و ابان بن تغلب . امام صادق ( ع ) از جهت آن‌كه وصىّ بعد از او ، تحت تعقيب قرار نگيرد ، چند تن را وصىّ خود قرار داد و از جمله‌ى آن‌ها يحيى بن عبد اللّه بود . و اين غير از نصوص ديگرى است كه امام از طريق خاصانش ، وصىّ خود امام كاظم موسى بن جعفر ( ع ) را به آن‌ها مىشناسانده است . يحيى بن عبد اللّه درشمار همراهان حسين بن على - صاحب فخ - بود و چون او و يارانش كشته شدند ، يحيى بن عبد اللّه مخفى شد و به صورت ناشناس از اين شهر به آن شهر فرارى بود و درصدد بود تا پناهگاهى بيابد و در آنجا رحل اقامت افكند . فضل بن يحيى برمكى با او و بنى هاشم همكارى مىكرد و كسى گزارش كار او را به هارون داد . - بنابه گفته‌ى ابو الفرج در مقاتل الطالبيّين - و از آن زمان هارون ، تصميم به قلع و قمع برامكه گرفت . گويند : چون فضل بن يحيى از جاى يحيى بن عبد اللّه اطلاع پيدا كرد ، به دو نوشت : من دوست دارم ديدارى با تو تازه كنم ولى مىترسم اين ملاقات سبب گرفتارى تو و من گردد و از اينرو با حاكم ديلم ، مكاتبه كن و من نيز درباره‌ى تو با او مكاتبه كرده‌ام كه به سرزمين او به روى و از حمايت وى بهره‌مند گردى . نخست با پادرميانى فضل بن يحيى برمكى با هارون صلح كرد . ولى هارون پيوسته به دنبال بهانه‌اى بود تا يحيى را بكشد . يحيى قصد حجّ كرد و فضل بن يحيى به دو اجازه داد و هارون از اين كار خشمگين شد . گروهى از حجاز عليه او شهادت دادند و هارون او را نزد مسرور در سردابى زندان كرد تا در همان زندان از دنيا رفت . يحيى از علماء و محدّثان عالىمقام بوده است و مناظراتش با هارون و عبد اللّه بن مصعب زبيرى معروف و در كتاب مقاتل الطالبييّن ، منقول است . در